نظرات متفاوت درباره ماجرای آزاده نامداری

در ماجرای آزاده نامداری، مطالب زیادی در جهت محکومیت و تخریب ایشان خواندیم. بد نیست دیدگاه‌های متفاوت را هم بخوانیم و روی آنها کمی تأمل کنیم. از جمله ادریس میرویسی (edrism.blog.ir) نکات زیر را مطرح می‌کند:
1- «کسی که موضوعی رو به عنوان یک ارزش تبلیغ می‌کنه ادعا نداره که اون ارزش رو به طور کامل در وجودش پیاده کرده یا این‌که اون‌قدر قدرتمنده که تحت هیچ شرایطی خلافی انجام نده. با دیدن یک خطا از یک نفر ریاکار بودن اون فرد ثابت نمی‌شه، برای اثبات این موضوع نیاز به اطلاعات خیلی بیشتری هست.»
2- «یک نکته‌ی دیگه که مخالفای ارزش‌های دینی خیلی نسبت بهش احساس غرور می‌کنن، حس کشف آدم‌های ریاکاره، و جالب‌تر از اون کوبیدن دین با استناد به آدم‌های ریاکار. گویا دین ادعا کرده که همه‌ی آدم‌هایی که ظاهرا مومن هستن واقعا هم مومن هستن … اولین و جدی‌ترین کوبنده‌ی ریاکاری خود دین هست».
3- فقط دو عده به طور کامل از ریا مبرا هستن؛ بهترین و خفن‌ترین و والاترین آدم‌ها (جامعه‌ی آماری حدود صفر)، و پست‌ترین و بی‌تعهدترین و عوضی‌ترین آدم‌ها! {برداشت من: فقط دیکته نانوشته غلط نداره}.
4- به نقل از کتاب «یک عاشقانه‌ی آرام» از نادر ابراهیمی: « هر شعار اخلاقی، یک تعهد است نسبت به جهان. بُزدل ها و معتادان، جرئت نمی کنند هیچ تعهدی را نسبت به جهان بپذیرند و به همین علت هم شعاردهندگان را مورد بی حرمتی قرار می دهند.»
5- «دانیل کانمن می‌گه ما معمولا فساد اخلاقی رو در بین سیاستمداران بیشتر از وکلا تخمین می‌زنیم. یا اگه اخیرا هواپیمایی سقوط کرده باشه خطر سفر با هواپیما رو بیش از حد تخمین می‌زنیم. این یه خطاست. تخمین بالای ما صرفا به این خاطره که اخبار فساد اخلاقی سیاستمدارها و سقوط هواپیماها بیشتر منتشر می‌شه. این اخبار برای مدت‌ها توسط رسانه‌ها پوشش داده می‌شن و به خاطر دسترس‌پذیری زیادشون مغز به اشتباه اهمیت بیشتری رو براشون قائل می‌شه. دزدی یک آخوند خیلی جذاب‌تره، خبرش بسیار بیشتر پخش می‌شه، بیشتر درباره‌اش گفتگو می‌شه، و مغز ما اهمیت بیشتری بهش می‌ده. به همین خاطر ما تعداد آخوند‌های دزد رو بیش از حد تخمین می‌زنیم».
6- «به نظر من بیشتر حرف‌هایی که این روزها درباره‌ی این موضوع زد شد ناشی از حقارت و خشم و انتقام و بی‌کاری بود. اگه ادعا می‌کنید که هدفتون اصلاح و … بوده یک معیار ساده بهتون پیشنهاد می‌کنم: خودتون رو بذارید جای اون فرد، آیا حاضرید دیگران حرفی که زدید رو درباره‌تون بزنن؟»
7- «شاید اگه کمی با هم مهربون‌تر و پذیراتر باشیم، کمتر بخواهم همدیگه رو تغییر بدیم، فارغ از نوع تفکر و سلیقه‌ی آدما دوستشون داشته باشیم و بهشون اجازه بدیم خودشون رو زندگی کنن، افراد دلیل کمتری برای ریاکاری داشته باشن. اگه به جای اختلافامون رو مشترکاتمون تمرکز کنیم و به هم نزدیک‌تر و با هم همدل‌تر باشیم ریاکاری کمتر می‌شه».

صدیق قطبی (@sedigh_63) می‌نویسد:
1- «نفسِ اینکه انسانی اعتبارِ اجتماعی خود را از دست می‌دهد و دچارِ پریشانی و بدحالی می‌شود، اتفاقی است که باید به شفقت و هم‌دردی ما بینجامد و نه “چه خوب!” یا “آخیش”»
2- «گر چه مقادیر و نسبت‌ها فرق می‌کند، اما بهتر است زندگی خود را بکاویم تا دریابیم ما هم چه به عذرِ ناگزیری و یا برای تأمین مصلحت‌ و معیشت، آغشته به تزویریم»
3- «لازم است حساسیتِ وجدان‌های بیدار جامعه تنها به تعداد اعدام‌ها(از نوع جسمی) محدود نباشد و دلنگرانِ وضعیت بغرنجِ مرگ‌های مدنی و اجتماعی هم باشند. چه بد است دامن زدن به غائله‌ای که بازگشتِ حیات مدنی فرد را(دستِ کم در جامعه‌ی خود) ناممکن و یا بسیار دشوار می‌کند».
4- به نقل از کتاب فیه ما فیهِ مولوی: «اگر در برادر خود عیب می‌بینی، آن عیب در توست که در او می‌بینی، عالم همچون آئینه است، نقش خودرا درو می بینی».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *