تَچان یا غرقگی (Flow) و راز خوشبختی

آیا برایتان پیش آمده کاری را انجام دهید و در طی آن نه خستگی را احساس کنید، نه گرسنگی را و نه گذر زمان را؟ و بعد از پایان یافتنش احساس خوب رضایت و یک سرخوشی خاص را داشته باشید؟ …

تَچان در حقیقت انجام کار در وضعیت بی فکری و ناخودآگاهی است. بطوری که در لذت انجام آن فعالیت گم می شویم و با تمام وجودمان آن را بطور خودکار انجام می دهیم و زمان و خستگی را احساس نمی‌کنیم. در این وضعیت نه می توانیم به موضوع دیگری فکر کنیم، نه کار یا فعالیت دیگری انجام دهیم، چیزی شبیه یک خلسه، زیرا ما عاشق آن کار هستیم. در این حالت ما با دلبستگی تمام حداکثر انرژی و مهارتمان را برای بهتر انجام دادن آن کار، مورد استفاده قرار می دهیم…

میهالی در این زمینه سال ها مطالعه و مصاحبه و تحقیق با ورزشکاران، موسیقی دانان، هنرمندان و … انجام داد تا دریابد افراد چه زمانی بهترین سطح عملکرد را دارند و چطور برخی افراد خلاق تر، سازنده تر و خوشحال ترند.  او در یکی از پژوهش هایش متوجه شد نقاشان تا زمانی که روی نقاشی خود متمرکزند، بدون توجه به هر عاملی اعم از خستگی، گرسنگی و یا شرایط، کارشان را ادامه می دهند؛ اما زمانی که کار به اتمام می رسد، آن حسِ خوب و تمرکز را از دست می دهند. میهالی نتیجه گرفت که برای نقاشان نتیجه چندان مهم نیست بلکه روند کاری که سرگرمش هستند اهمیت دارد.

وارد شدن به مرحله تَچان علائمی دارد:

* تمرکز و توجه کامل در حین کار داریم.

* فوراً بازخورد و پاداش می گیریم.

* گذر زمان و خودمان را فراموش می کنیم.

* کاری که انجام می دهیم چالش برانگیز است و نیاز به مهارت دارد اما شدنی هم هست.

* خود را بخشی از یک هدف وسیع تر و کاملتر می دانیم.

* انجام آن کار به خاطر تجربه آن، ارزشمند است…

 تحقیقات نشان داده افراد خود هدفمند (Autotelic) این وضعیت را بیشتر تجربه می کنند زیرا خود محورند و تمایل بیشتری به انجام کارها به تنهایی دارند، از طرفی استقامت بالایی داشته و با وجدان ، وقت و انرژی شان را برای انجام وظایف بکار می برند. ضمن اینکه انگیزه های درونی، عاشق آن کار بودن و در لحظه زندگی کردن در آنها در مقایسه با انگیزه های بیرونی مانند ثروت، شهرت، مورد تأیید قرار گرفتن و … قوی‌تر است…

منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *