از دست رفت اما از دل نرفت (باز هم درباره شجریان بزرگ)

من قبلا در مطلبی از بزرگی استاد نوشتم.

باز هم به مناسب درگذشت ایشان خیلی کوتاه و خیلی نارسا در این باره می‌نویسم.

به نظر من یک راه شناخت بزرگی انسان‌ها این است که ببینیم چه آثار بزرگ و ماندگاری بر جای گذاشتند.

چون انسان‌ها تنها با خلق آثار بزرگ می‌توانند زندگی‌شان را از محدوده عمرشان فراتر ببرند و حتی به آرزوی دیرین بشر یعنی جاودانگی دست پیدا کنند.

از طریق آثار بزرگشان هست که می‌توانند از محدوده تنگ جغرافیا و تعلق به یک ملت و زبان و قومیت و نژاد خاص پا را فراتر بگذراند و عالم‌گیر شوند.

منظورم از«آثار»، فقط آثار هنری و نوشتاری و امثال اینها نیست بلکه بسیار گسترده است: فرزند خلفی که بر جای می‌گذاری، خاطرات خوبی که از تو به یادگار می‌ماند، دانش‌آموزانی که تربیت کردی و …

با این تعریف بیاییم آثار شجریان را مرور کنیم:

  • آثار فراوان به صورت صوتی و تصویری که برای اهالی بر جای گذاشته  (برای یک عمر لذت طرفداران شجریان کافی است)
  • حداقل دو نوای ماندگار «ربنا» و «مثنوی افشاری» که برای مذهبی‌ها برای جای گذشته
  • فرزندان خوب که دو نفر آنها (همایون و مژگان) چهره‌‌های شناخته موسیقی هستند و همایون از نطر بسیاری از کارشناسان بهترین خواننده حال حاضر کشور است.
  • ترتیب شاگردان خوب مانند شهرام ناظری، علیرضا افتخاری، ایرج بسطامی، سینا سرلک، حسام‌الدین سراج و …
  • حرکات ماندگار اجتماعی و اخلاقی که می‌توانند الگویی برای زندگی آزادمنشانه باشد
  • سازهای جدیدی که ابداع کرد
  • خدمتی که به ادبیات فارسی کرد
  • ترتیب دانش‌آموز در دوره معلمی
  • آثار خیریه مانند باغ هنر بم  (که البته ناتمام ماند اما می‌تواند توسط آیندگان تکمیل شود
  • آثار خوشنویسی
  • و ‌آثار بسیار دیگر که اهل نظر بهتر می‌توانند توضیح دهند

 

از دست رفته اما از یاد نرفته

پس زنده است به فکر

از دست رفته اما از دل نرفته

پس زنده است به عشق

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید