چرا و چگونه اهل شجریان شویم؟

این روزها در ماه رمضان، بحث بر سر ربنای دوباره داغ شده و در مقیاس کمتر مثنوی افشاری ایشان.

اما چند نفر از ما واقعاً دل سپرده آهنگ‌های محمدرضا شجریان هستیم و چند درصد از باب مد روز نامش را مدام تکرار می‌کنیم؟

چه بهتر از گروه اول باشیم.

چرا اهل شجریان شویم؟

1- لذت عمیق

برای بسیاری از مردم (به‌ویژه نسل جدید که گوششان با چیزهای دیگر پر شده)‌کشف دنیای شجریان با یکی دو بار گوش کردن ممکن نیست و برای همین، بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند، با آهنگهای سطحی‌تر نیاز شنیداری خودشان را برطرف کنند.

اما اگر کمی خرج دهید لذت‌های عمیقی در انتظار شماست: آلبوم‌هایی که از شنیدن آنها سیر نمی‌شویم، آهنگهایی که شنیدن‌شان به شما احساس فتح دنیای ناشناخته و پرواز در آسمان‌ها می‌دهد.

برای اطمینان از صحت این ادعا کافی است تجربه طرفداران سینه‌چاک شجریان را بشنوید؛ طرفدارانی که شاید از نظر کمیت پرشمار نباشند اما از نطر انسانی معمولاً کیفیت خوبی دارند. بدین منظور می‌توانید مصاحبه با طرفداران شجریان را در حاشیۀ کنسرت «همنوا با بم» تماشا کنید.

2- لذت عمیق ادبیات

گوش کردن به آثار شجریان یکی از بهترین راه‌های ورود به دنیای بزرگان ادبیات همچون سعدی و حافظ است. برای بسیاری از مردم، در ابتدای کار، مطالعه اشعار از روی کتاب چندان جذاب نیست و آهنگین کردن کلمات چه بسا جذابیت بیشتری برای مخاطب ایجاد می‌کند.

این قلم خود، بیشتر اشعار را طریق شنیدن موسیقی شجریان به خاطر سپرده‌ است. در واقع،‌ نخست از شجریان شروع کردم و سپس به حافظ و مولانا و سعدی رسیدم.

3- پرورش تسلط کلامی

ناگفته پیداست که مأنوس بودن با ادبیات ناب فارسی از طریق آثار شجریان، دامنه واژگان و قدرت سخنوری را افزایش می‌دهد.

4- افزایش حوصله

در مطالب و مقالات و زیادی به این نکته مهم پرداخته شده است که چگونه عادت‌های عصر جدید،‌ به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، آدمی را بی‌حوصله و سطحی کرده‌ است و بسیاری از مردم طاقت کارهای عمیق و بلندمدت را از دست داده‌اند و به لذت‌های سطحی خو گرفته‌اند (از جمله +، +، +، +).

راه مقابله با این عارضه این است که به ذهن خود  یاد دهیم و عادت دهیم که طبق قاعده جهان، لذت‌های عمیق و نتایج ارزشمند با صبر و حوصله و صرف وقت کافی حاصل می‌شوند.

در گذشته، ذهن راحت‌تر با این واقعیت کنار می‌آمد، چون برای بسیار از ما تنها انتخاب و در واقع توفیق اجباری برای سرگرمی و لذت این بود که ساعت‌ها وقت بگذاریم و پانصد صفحه تنها کتاب رمان موجود در منزل را بخوانیم.

یا اینکه بارها و بارها به یک نوار گوش می کردیم و به مرور زمان متوجه می شدیم که صرف وقت طولانی برای یک هدف مشخص، نتایج بزرگی در پی دارد.

اکنون زمانه بسیار عوض شده اما همچنان رمان خواندن و  گوش دادن به موسیقی امثال شجریان می‌‌تواند تمرینی برای افزایش حوصله باشد.

چگونه اهل شجریان شویم؟

اولش که باید به قول فوتبالیست‌ها فعل خواستن را صرف کنیم! از این گذشته، پیشنهادات من به علاقه مندان اینها هستند:

1- در شروع کار شاید بهتر باشد که از آواز شروع نکنید بلکه از شنیدن تصنیف‌های شجریان شروع کنید. گلچین تصنیف‌های شجریان که توسط مجله چلچراغ گردآوری شده، می‌تواند شروع خوبی باشد. (+)

2- اگر بیشتر اهل آهنگ‌های آرام و مخملی هستید، بهتر است از آثار دهه شصت شجریان مثل آلبوم نوا (مرکب خوانی) و آلبوم دود عود شروع کنید. اما اگر کمی هیجان بیشتر می‌خواهید از کارهای مشترک شجریان با علیزاده و کلهر مثل آلبوم «بی‌‌تو به سر نمی‌شود» یا «فریاد» شروع کنید.

3- طبق تجربه شخصی من، به طور مشخص ویدیوی کنسرت «همنوا با بم»، آلبوم «شب، سکوت، کویر» و تصنیف «جان جهان» خیلی‌ها را شیفتۀ شجریان می‌کند.

4- اگر به صدای سنتور علاقه‌مند هستید، آلبوم «آستان جانان» می‌تواند شما را جذب خویش کند.

5- آلبوم‌های «قاصدک»، «عشق داند» و «یاد ایام» نیز از محبوب‌ترین آثار شجریان هستند.

6- اپلیکشین چکامه، آثار شجریان را را به همراه اشعار به زیبایی تقدیم شما می‌کند.

7- اگر در شروع حوصله شنیدن کل آلبوم، (به ویژه آوازهای طولانی) را ندارید، در حین انجام کارها به موسیقی گوش کنید (البته اگر تمرکزتان به هم نمی‌خورد).

8- برای یک مبتدی، قبل از خواب یا شب یا چرت بعد از ظهر، زمان مناسبی برای شنیدن موسیقی شجریان (به‌ویژه آوازها) است.

9- در پایان، چند ویدیو از تصنیف های شجریان تقدیم می‌گردد.

 

پست های مرتبط

2 دیدگاه در “چرا و چگونه اهل شجریان شویم؟”

  1. سلام، ممنون از مطلبی که در مورد آثار استاد نوشتید.
    احساس می کنم همونطور که گفتید شنیدن این آثار به ورود ما به دنیای ادب و عرفان کمک می کنه، البته به نظرم نه از این جهت که آواز و تصنیف تنها با حالت شنیداری و آهنگین ورود به ادبیات رو سهل می کنند، بلکه به این خاطر که چیزی غیر از عالم آگاهی در ادبیات ما نهفته هست، و معدود صداهایی مثل صدای استاد شجریان، حس این اشعار رو انگار در خود دارند و در دنیای ما منعکس می کنند. وگرنه به قول یکی از اساتیدم، ادبیات عرفانی ما چیزی نیست که بر هر آشفته ای در دنیای مدرن آشکار باشد.
    و به قول صائب تبریزی:
    عالم معقول بر هرکس که صائب جلوه کرد/ بعد از آن در عالم محسوس دیدن مشکل است
    من که بدجور گرفتار این عالم معقولم، اما واقعا صدای استاد شجریان، آقای ناظری، تار آقای لطفی و… از نواهایی هستند که انگار حس های از بین رفته رو تا حدی بهم یادآور میشن.

    1. محسن

      سپاس از نظر ارزشمند شما. استفاده کردم.

دیدگاه خود را بنویسید